محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

137

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كفى بذلك واعظا لمن عقل و معتبرا لمن جهل ) ياد مرگ از انجام گناهان و تجاوز بازمىدارد . ( و قبل بلوغ الغاية ما تعلمون من ضيق الأرماس و شدة الإبلاس . . . ) غايت همان قيامت است و دنيا ، وسيله و راه رسيدن به آن است . امام عليه السّلام در اين بند مىگويد : شما به يقين مىدانيد كه سرنوشتتان گور است و در آن‌جا بدنتان متلاشى مىشود و با اين همه ، باز احتياط نمىكنيد و پرهيزگارى نداريد . ( فإن الدنيا ماضية بكم على سنن ) دنيا شما را در همان مسيرى مىكشاند كه گذشتگانتان را كشاند و آنان را هلاك و نابود ساخت . ( و أنتم و الساعة في قرن ) بدون ترديد قيامت آمدنى است و شما همراه و همزاد آن هستيد . ( و كأنها قد جاءت بأشراطها ) نشانه‌هاى قيامت آشكار شده است و در روايات آمده است كه قيامت هر انسانى با مرگ او برپا مىشود . « 1 » ( و أزقت بأفراطها ) اين بند عطف تفسير به قبلى است . ( و أناخت بكلاكلها ) اين تعبير ، كنايه از شدت هول و هراس و سختى و سنگينى قيامت است . پيش از اين نيز در اين‌باره سخن گفته شد . « 2 » ( و أخرجتهم من حضنها ) در آيه‌اى از قرآن آمده است : « چون ملخهاى پراكنده از گورها [ ى خود ] برمىآيند . » « 3 » ( و صار جديدها رثا و سمينها غثا ) تازه‌ها ، كهنه و فرسوده مىشود و فربه‌ها ، لاغر و سست مىگردند . ( في موقف ضنك المقام ) چه جايگاهى سخت‌تر و هولناك‌تر از ايستادن در برابر خدا براى حسابرسى و سپس انتقال به جايگاه كيفر و عذاب است ؟ ! ( و أمور

--> ( 1 ) . شرح اصول كافى : 4 / 204 ؛ كنز العمال : 15 / 548 ح 42123 و 42748 . ( 2 ) . نك : شرح خطبه : 109 . ( مولف ) ( 3 ) . يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ قمر / 54 : 7 .